اولین قدم ها
وقتی که یه چیزی روازت میگرفتیم دستاتومشت میکردی میاوردی جلو وتمام تنت رومیلرزوندی قرمزمی شدی که بهت بدیم وای که چقدرشیرین بودی دخملم
11ماهه که شدی راه اُفتادی وای که اگه ازشیطونیات بگم............................................
..
عاشق ماشین شارژی ای بودی که مامان جون پری واسه تولد یک سالگیت خریده بود
عاشق آب بازی عاشق دَدَر رفتن وقتی که میخواستیم بریم بیرون میرفتی سراغ لباسات ومیکشیدی روی سرت فکر میکردی حاضرشدی میرفتی جلوی در
ای ناااااااااااااااااااااااقلای مامان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین قدم ها
