الیناالینا، تا این لحظه: 18 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

دفترخاطرات الینا

پاییز93

1393/7/1 0:16
نویسنده : مامان سوده
903 بازدید
اشتراک گذاری

پاییزت پر از رگبار آرزوهای قشنگ    اولین لحظه های پاییزت از نم نم باران

خوشرنگ     و من آرزومند آرزوهایت...

 

دختر یکی یک دونه ی من،عشق پاک من،روزی که دارم این متنو واست می نویسم خودمم

باورم نمیشه دارم در مورد مدرسه رفتنت می نویسم و اینکه چقد زود بزرگ شدی،فرشته ی

مامان اگه بدونی من و باباوقتی روز اول بردیمت مدرسه چجوری تمام وجودمون پر از شور و

عشق بود،من از خوشحالی و ازاینکه دخترم بزرگ شده و پا به مرحله ی جدیدی اززندگیش

گذاشته بغض گلوموگرفته بود و همونجا آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگیت کردم و اینکه

امیدوارم یه روزی خودت واسه بچه ی خودت این روزو وهمچین حس قشنگیو تجربه کنی.

 

اولین روزو به عشق مدرسه و کلاس و مانتو ومقنعه پوشیدن بیدار شدی،تا دو روز هرجا

مرفتیم مقنعه سرت می کردی و از خاطرات کلاس و زنگ تفریحت صحبت میکردی.

 

نفس مامان برات آرزوی سلامتی و رسیدن به تمام آرزوهای قشنگت و مراحل بالاتردرسی رو

دارم،وخوشحالم که از امسال خودت میتونی بیای وبلاگتو بخونی و خاطراتتو بنویسی..

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)